تبلیغات اینترنتیclose

انجام پایان نامه ارشد

سرگرمی تفریحی ناز

تا حالا دقت کردین وقتی یه چیزی رو می خواین پیدا کنین عمرا پیدا نمی شه
ولی خیلی چیزای دیگه ای که یه عالمه قبل گم کرده بودین رو پیدا می کنین
تا حالا دقت کردی وقتی سرت درد می کنه
همه صداها چند برابر بلندترن و حتی صدای پای مورچه رو هم می شنوی
تا حالا دقت کردین وقتی تو تخت دراز می کشید اما خوابتون نمیاد
ساعت ها با هم سر صدای تیک تاک کل میندازن
تا حالا دقت کردین تا آدم شارژ نداره هی واسش اس میاد و هی ملت میس می ندازن و اینا
ولی وقتی آدم شارژ داره حتی به یکیم که اس می ده اون جوابشو نمی ده؟
تا حالا دقت کردین پلنگ صورتی ناف نداره؟
تا حالا دقت کردین وقتی یه چیزی از دستتون میوفته زمین
به پرت ترین نقطه ی ممکن می افته بعد باید یه سال بگردی پیداش کنی
تا حالا دقت کردین خیلی وقتا وقتی می خواید برید بیرون عجله هم دارید لباس مناسب چروکه؟
تا حالا دقت کردین که وقتی با مداد می نویسین تو 10 صفحه یه غلط هم ندارید
ولی وقتی با خودکار می نویسید هی خط خوردگی و غلط پیش میاد؟
تا حالا دقت کردین هرچی مهمونی رسمی تره میزان خارش جاهای حساس هم به مراتب بیشتره
تا حالا دقت کردین روزشماری می کنیم مدرسه تموم شه
بعد که تموم می شه دپرس می شیم شروع می کنیم به روز شماری برای شروعش
تا حالا دقت کردین وقتی آب قطع میشه
همون لحظه تشنتون میشه ولی حالت عادی کلا یادتون میره آب بخورین؟
تا حالا دقت کردین سال تا سال تلوزیون نمی بینین
بعد وقتی میخواین بعد قرنی یه فیلم ببینین برق ها میره؟
تا حالا دقت کردین وقتی کار دارین کل اد دلیست یاهوتون آنن ولی در بقیه موارد دریغ از یک نفر…
تا حالا دقت کردین وقتی اعصاب ندارین یه مگس میاد می شینه رو صورتتون
آدم یا اعصابش خورد تر میشه یا میزنه فک خودشو میاره پایین
تا حالا دقت کردین ناخوانا ترین نوشته روی محصولات خوراکی، قیمت و تاریخ انقضاشونه؟
تا حالا دقت کردین کالاهای بسته بندی شده از اونجایی که نوشته (از اینجا باز کنید) باز نمیشن!
تا حالا دقت کردین که بوق پرادو شبیه بوق پیکان می مونه؟
تا حالا دقت کردین دقیقا هموون روزی که می خواین برین بیرون یا درس دارین یا تمام کانالا توپترین فیلمهای سالو میزاره
تا حالا دقت کردین نظریات کارشناسان فوتبال همیشه برعکس هواداراس.
تا حالا دقت کردین وقتی مردم می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن؟

 



تاريخ : يکشنبه 4 بهمن 1394 | 05:11 | نویسنده : عسل بانو |

تا حالا در مورد خوابگاه دانشجویی پسران چه تصوری داشتید؟؟!

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

ساعت ۲ نصف شب یک اتاق

خوابگاه دانشجویان پسر !! (آخر خنده)

 

ساعت ۳نصف شب کلخوابگاه منهایسرپرست

خوابگاه دانشجویان پسر !! (آخر خنده)

ساعت ۴ صبح هنگامخواب

خوابگاه دانشجویان پسر !! (آخر خنده)

وضعیت تحصیل در خوابگاه

خوابگاه دانشجویان پسر !! (آخر خنده)

خوابگاه دانشجویان پسر !! (آخر خنده)

خوابگاه دانشجویان پسر !! (آخر خنده)

اولین روزهای خوابگاه

خوابگاه دانشجویان پسر !! (آخر خنده)

گفت و گوی صمیمانهبرسرآماده کردن صبحانهبعد از گذست چند روز

 

خوابگاه دانشجویان پسر !! (آخر خنده)

پایان گفت و گو

خوابگاه دانشجویان پسر !! (آخر خنده)

امکاناتغذایی درخوابگاه

خوابگاه دانشجویان پسر !! (آخر خنده)

طریقه ظرف شستن در خوابگاه

خوابگاه دانشجویان پسر !! (آخر خنده)

اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان

خوابگاه دانشجویان پسر !! (آخر خنده)

و این هم آخر عاقبتش!!

خوابگاه دانشجویان پسر !! (آخر خنده)



تاريخ : يکشنبه 4 بهمن 1394 | 05:10 | نویسنده : عسل بانو |

مجموعه : مطالب طنز

خر کیف یعنی... (حتماً بخونیــــــــد)

خر کیف یعنی سر کلاس کاردانی نشسته باشی، دونفر از جلوی در کلاس رد بشن و بگن :"
نه اینجا
نیست… اینا بچه های کارشناسی ارشدن "•
خر کیف یعنی کلاستو دو در کنی و همون روز استاد حضورغیاب نکنه!
خر كبف یعنی اینكه یه لپ تاپ می گیری دستت اما 2 قرون سواد نداری بهت بگن آقای
مهندس!•
خر کیف یعنی راننده تاکسی باشی و دانشجوی پزشکی رو سوار کنی اونوقت وقتی
می خواد پیاده شه
بر حسب عادت به محیط دانشگاه بگه: مرسی آقای دکتر!
خر کیف یعنی زنگ موبایلت حسابی جلب توجه کنه!
خر کیف یعنی کسب بالاترین نمره میان ترم فقط از راه تقلب و امدادهای غیبی!
خر کیف یعنی فکر کنی کارتت تموم شده ولی در کمال ناامیدی کانکت شی و ساعتها تو
اینترنت بچرخی!
خر کیف یعنی بابات قبض موبایلت رو پرداخت کنه و اصلا نپرسه که چرا اینقدر رقمش نجومی
شده!
خر کیف یعنی استادت بگه نگران نباش! نمی افتی!
خر کیف یعنی با دوستات بری تریا، دوست اصفهانیت حساب کنه!
خر کیف یعنی توی یک مجلس بزرگ همه چشمشون دنبال مدل لباست باشه!
خر کیف یعنی دانشجو نباشی ولی از سایت دانشگاه، مفتکی استفاده کنی!
خر کیف یعنی پشت چراغ قرمز از ماشین بغلی یه چیزی پرت شه تو ماشینت (مثل شماره
تلفن و یا حتی گوشی طرف!)
خر کیف یعنی یه جا با یه نفر همصحبت شی و رمانتیک بگه: "از قیافه تون معلومه که دانشجویین!"
خر کیف یعنی یک منشی با مدیر عامل شرکت ازدواج کنه!
خر کیف یعنی بین کلاس 12 تا 2 و کلاس 2 تا 4 خودتو به یک آدم اهل رو درواسی بچسبونی
و بری باهاش ناهار بخوری!
خر کیف یعنی موقع امتحان عملی استاد بره بیرون از کلاس و در رو هم ببنده!
خر کیف یعنی هیچی نخونده باشی و همه رو از رو دست بغلیت بنویسی بعد نمره ت از اون
بیشتر شه!
خر کیف یعنی استاد یک سوال قلمبه بپرسه هیچکش جز تو نتونه جواب بده!
خر کیف یعنی وقتی مهمونای شهرستانیتون می رن بچه شون قشنگترین عروسکشو
جا بذاره!



تاريخ : يکشنبه 4 بهمن 1394 | 05:09 | نویسنده : عسل بانو |

دکتر به مریضش میگه متاسفانه تو عکس پاتون از دو ناحیه شکسته
یارو میگه یعنی میخوایید گچ بگیریدش؟
پ ن پ می خوام بدم بچه ها با فتوشاپ درستش کنند
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

رفتم کفاشی میگم : آقا واکس دارید؟
میگه: واسه کفشت میخوای؟
میگم : پ ن پ رنجرم برای استتار صورتم می خوام
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

رفتم سرِ خاکِ مادربزرگم دارم با یه تیکه سنگ کوچولو میزنم به سنگِ قبرش
خانومه اومده میگه می خواى فاتحه بخونى؟
میگم پ ن پ کلید نیاوردم موندم پشتِ در
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

دمِ تلفن همگانی به یارو میگم : میشه بدین منم یه زنگ بزنم؟
میگه : کارت تلفونو؟
پ ن پ شماره اونی که باهاش حرف میزدیو
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

رویه پشت بوم خونشونو داشتند اسفالت میکردنند یکم اسفالت اضافه میاد
پسرش میگه بابا میخوای بریزش دور
پ ن پ یه سرعت گیر می زنیم رو پشت بوم
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

می گم صبح ساعت 5 دارم میرم تنگ کوه
میگه اه با دوستات؟
پ ن پ با فرشته هایی که صبح های زود برا شمارش ثواب ها دورم جمع می شن
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

رفتم سر قبر بابابزرگم
یارو اومده پیشم نشسته میگه فوت کردن؟
پ ن پ فردا امتحان ریاضی داره خودشو زده به خواب که نره
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

رفتم رستوران یارو میگه غذا میل دارید قربان؟
پ نه پ اومدم ببینم اینجا حقوق خوبه؟
از کارت راضی هستی یا نه
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

همسایمون ساعت ۱ شب پیانو زدنش گرفته رفتم دم خونش
میگه صدای پیانو اذیتتون می‌کنه؟
میگم پ نه پ می‌خواستم آهنگ سلطان قلبها رو درخواست کنم برامون بزنی‌ حالشو‌ ببریم
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

ماشینه تا شیشه جمع شده
یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن
یارو داره رد میشه می گه مرده؟
پ نه پ تصادف خستش کرده خوابیده
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

به یارو میگم قالپاق ریو دارین؟
می پرسه ماشینت ریو هست ؟
پ نــه پ لامبورگینیه قالپاق ریو می ندازم ریا نشه
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

ماشینو تو روزنامه تبلیغ کردم
می گه می خوای بفروشیش؟
پ ن پ معدلش بیست شده ازش قدردانی کردم
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

صبح پاشدم به زور دارم لباس میپوشم
بابام میگه کلاس داری؟
پ ن پ نگران لباسم شدم پاشدم ببینم هنوز اندازمه یا نه
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

یارو دو ساعت داره خودپردازو انگولک می کنه تازه برگشته می گه شمام کار دارین ؟
پ نه پ وایستادیم اینجا بنیه و پشتکارِ شما رو سرلوحه زندگیمون قرار بدیم
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

عکس برادرزاده هامو نشون دوستم دادم با مامانشون
برگشته میگه اِ داداشت زنم داره؟
پ نه پ اینا رو تو قرعه کشی بانک برنده شده
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

از راننده اتوبوس میپرسم چقدر شد؟
می گه 350 بهش 400 تومن دادم
می گه یه نفری؟
پ نه پ کل اتوبوس مهمونه من
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

یارو اومد تعمیرگاه گفت : برای لپ تاپم رَم می خوام
گفتم: داریم
گفتش :مطمئنی برای لپ تاپه ؟
پ ن پ برای pc ـه می خوام بُکُنم تو پاچـــت
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

شب خونه ی پسرخالم بودم داشتیم فیلم میدیدیم
خالم میاد تو اتاق منو میبینه
میگه : تویی؟
پ ن پ دزدم اومدم یه فیلم ببینم برم
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

تو مراسم خواستگاری بودم که دختر خانم با سینی چایی اومد داخل !
شروع کرد به چایی دادن رسید به من سینی رو گرفت جلوم و گفت بفرمایین
گفتم ممنون اهلش نیستم
گفت منظرتون چاییه؟
پ ن پ ازدواجو میگم
پ نه پ های جدید و خنده دار (30)

دل دردهای شدید دارم دکتر نوشته سونوگرافی رفتم یارو میگه به خاطر دل دردهات سونوگرافی اومدی
پ ن پ اومدم ببینم بچه ام اگه دختره بندازمش آخه شوهرم دختر دوست نداره



تاريخ : يکشنبه 4 بهمن 1394 | 05:09 | نویسنده : عسل بانو |

اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار مجموعه : مطالب طنزاعتراف های عجیب و جالب و خنده دار
اعترافات خنده دار
داشتم در گوشی با نامزدم صحبت می کردم ، یهو داداشم صدام کرد، منم به نامزدم گفتم یه لحظه گوشی رو نگه دار !
اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار 

اعترافات خنده دار
اعتراف میکنم وقتی ۴ساله بودم یه اسکناس ۱۰۰تومانی داشتم،داداش بزرگم که ۲سال از من بزرگتر بود پول نداشت منم اسکناسه رو از وسط نصف کردم و نصفشو بهش دادم گفتم حالا هر دو ۵۰ تومان پول داریم بریم بستنی بخریم، باهم رفتیم مغازه و هرکدوم پول خودمونو تا زده بودیم که فروشنده مغازه که پیرمرد بود چشماش خوب نمیدید نفهمه پولامون نصفه و هرکدوم بستنی خریدیم و خوشحال برگشتیم خونه و واسه مامان تعریف کردیم، مامان خندید و گفت خب چرا پولو نصف کردین،باهم میرفتین اکناس صدتمانی رو میدادین ۲تا بستنی میخریدین
اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار 

یه بار رفتم مغازه می خواستم ماست کم چرب بگیرم ، اشتباهی گفتم : ‌آقا ببخشید ماست کم مصرف دارید ؟
اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار 

اعترافات خنده دار
تو نمایشگاه کتاب غرفه دار بودم ، دهنم کف می کرد انقدرررر حرف می زدم !
تو یه روز شلوغ اومدم زودی قامت ببندم نماز بخونم تا دوباره شلوغ و وحشتناک نشده برم سر کار ، به خودم اومدم دیدم دارم میگم ۴ جلد نماز ظهر می خوانم قربتاً الی الله !
اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار 

اعترافات خنده دار
اعتراف می کنم که من تا کلاس پنجم دبستان همه اش گریه می کردم و بهانه می گرفتم که چرا من تو جشن عروسی مامان و بابام نبودم !
اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار 

اعترافات خنده دار
اعتراف می کنم اولین روزی که رفتم دانشگاه ، نیم ساعت توی حیاط نشسته بودم تا زنگ رو بزنن برم سر کلاس !
اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار 

اعترافات خنده دار
کلاس دوم راهنمایی بودم با دوستم ته کلاس نشسته بودیم . یه معلم هنر چاق بد اخلاقم داشتیم . گفت بچه ها یا نقاشی بکشین یا میتونیین درس زنگای بعد رو بخونیین ما هم هی نامه نگاری میکردیم درباره معلمه کلی چرت و پرت نوشتیم ( مثلا من نوشتم این شبیه دیو سالاره ! النگوهاشو نگا !! ) معلمه گفت چی مینویسی ؟ منم گفتم درس میخونیم از شانس ما کتاب حرفه هم جلمون باز بود نه ریاضی علوم ) اخر سر شاکی شد اومد پیشمون ! نامه رو نگاه کرد ! خدا میدونه ما چقدر خجالت کشدیم . بماند که اونم جبران کرد !
اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار 

اعترافات خنده دار
اعتراف می کنم که چون زانوهام مشکل داشت رفتم از زانوهام عکس رنگی بگیرم . داخل شدم ، آقاهه گفت شلوارتو دربیار و روی تخت دراز بکش ، دراز کشیدم ، یارو رفت بعدش یه صدایی شنیدم . یه نفر گفت : نفس نکش ، نفس نکشیدم . بعد گفت نفس بکش ، ۲ باره گفت نفس نکش ، بعد گفت نفس بکش . من هم به حرفش گوش می کردم ، واسه بار سوم گفت نفس نکش ، نفسم رو نگه داشتم ، ۲۰ ثانیه گذشت ، یواشکی نفس کشیدم آقاهه داد زد نفس نکش دیگه ! منم نفس نکشیدم . بعد گفت پاشو . من هم بلند شدم ، گفت شما بخواب ! دیدم یه نفر دیگه اون طرف هست داشتن از قفسه سینه اش عکس می گرفتن !
اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار 

اعترافات خنده دار
اعتراف می کنم بچه که بودم مامانم جرات نمی کرد با من سوار تاکسی بشه چون می دونست اگر راننده آهنگ بذاره من شروع می کنم به رقصیدن. اون هم چه جور !
اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار 

اعترافات خنده دار
دختر همسایه اومده زنگمونو زده ، در رو باز کردم، می پرسه کاری داری ؟ می گم نه عزیزم ، بی کارم ! گفت : ادویه کاری رو می گم !
تا یه ربع داشتیم می خندیدیم . از اون موقع هر وقت منو می بینه می گه کاری داری بالاخره ؟
اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار 

اعترافات خنده دار
تا ۸ سالگی فکر می کردم یه خرگوشم . چون وقتی بچه بودم پدرم همش می گفت من یه بچه خرگوش بودم که اونا از تو باغچه پیدام کردن و وقتی بزرگ شدم شبیه خودشون شدم . . . !
اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار 

اعترافات خنده دار
اعتراف می کنم بچه که بودم گم شدم، مامانم پیدام کرد بهش گفتم : ” بهت نگفتم دستمو بگیر گم نشی ؟
اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار 

اعترافات خنده دار
بچه که بودم ، خاله ام تازه ازدواج کرده بود . یه روز اومدن خونه مامان بزرگم و مامانم گفت خاله اینا ماشین خریدن ، بهشون تبریک بگو . من هم تو عالم بچگی به جای مبارک باشه گفتم دست شما درد نکنه ! مهمونی رسما منفجر شد از خنده ! 
اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار 

اعترافات خنده دار
اعتراف می کنم که یک بار به یک مغازه خدمات کامپیوتری برای خرید نرم افزاری رفتم. مغازه ۲ در داشت . از در اول که داخل شدم، پرسیدم گفت نداریم . بعد از در دیگر که فکر می کردم مغازه دیگری باشد دوباره داخل شدم و پرسیدم ناگهان دیدم که همان مغازه است و مشتریان داخل مغازه کلی بهم خندیدن !
اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار 

اعترافات خنده دار
اعتراف می کنم اوایل دوران نامزدیم وقتی برای اولین بار با خانواده شوهرم به مجلس ختم یکی از نزدیکانشون رفته بودیم ، جلوی در ، خانواده متوفی رو که دیدم حول شدم در جواب احوال پرسی شون گفتم : خدا بیامورزدتون
اعتراف های عجیب و جالب و خنده دار 

اعترافات خنده دار
یکی از همکلاسی های دوره دبستان رو دم در دانشگاه دیدم ، داشتیم گپ می زدیم که دو تا دختر که ازشون بدم می آمد از در دانشگاه اومدن بیرون . گفتم : اه باز این . . . آمد ! گفت : اون خواهرمه ! سریع گفتم : نه ! اون یکی ! گفت : اون هم زنمه ! 
از اونی که روز ازل شانس پخش می کرده متشکرم شخصاً !
takpayamak.com



تاريخ : يکشنبه 4 بهمن 1394 | 05:08 | نویسنده : عسل بانو |

امام سجاد علیه السلام فرموده است:« مهدی علیه السلام به مدت یک سال برای
گِردآمدن سپاه مبارزه می‌کند.»
اما چنان که گفته شد مرحله اول و دوم ظهور ــ که به جمع آوری نیرو می‌گذرد ــ حدود
هفت ماه به طول می‌انجامد. و این مدت با دوره‌ی یک ساله‌ای که در این حدیث آمده،
منافات دارد.
این تنافی را به چند صورت می‌توان حل کرد:
1 آغاز مرحله نخست ظهور چند ماه قبل از رجب و خروج سفیانی می باشد، که زمان
جمع آوری نیرو به یک سال برسد.
2- مقصود از سال، سال تقریبی باشد نه یک سال کامل به اندازه دوازده ماه.
3- سال به اعتبار نو شدن سال و ورود محرم مقصود باشد.
4- بخشی از مرحله سوم ظهور نیز از زمان جمع آوری نیرو به حساب آمده باشد، چرا
که امام علیه السلام در مدینه درگیری عمده ای ندارد و سپاه سفیانی در حجاز با اعجاز
خداوند و در زمین فرو رفته و نابود گردیده است.
درگیری عمده و مهم امام علیه السلام در کوفه با سپاه دیگر سفیانی صورت می‌پذیرد؛
امام علیه السلام در راه مدینه به کوفه، مسیر خود را به سوی ایران منحرف می‌کند تا
نیروهای پرچم‌سیاه از خراسان به حضرت بپیوندند؛ بنابراین ممکن است زمان جمع‌آوری
نیرو تا آن موقع احتساب شده باشد



تاريخ : يکشنبه 4 بهمن 1394 | 05:08 | نویسنده : عسل بانو |

روزانه استاتوس های زیادی در شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک و توییتر رد و بدل می شود . چارچوب کلی این پیغام ها طنز می باشد و قصد خاصی در آن ها نیست.
۱- رفتم بقالی ماست بخرم
بقال گفت: دیویستی دارید؟
منم دست کردم تو جیبم یه آدامس بهش دادم
گفتم امروز روز انتقامه!
۲- به جمجمه بعضی ها شلیک کنی تیر نیم ساعت دنبال مغزش می گرده!
۳- حیف نون با غضنفر داشتن فیلم جنگی خفن نگاه می کردن
آخر فیلم حیف نون جوگیر می شه، سینه خیز می ره تلویزیون رو خاموش کنه
برمی گرده می بینه غضنفر تیر خورده مرده!
۴- پشت پورشه به یکی تیکه بندازی میشی بانمک!
حالا پشت پراید همون تیکه رو بنداز، میشی یه بچه ولگردِ الافِ بی شخصیتِ بی ناموس!
۵- آمپوله … کراتینیه … همش باده
واکنشِ پسرا وقتی یکی خوش هیکل تر از خودشون می بینن!
۶- سخت ترین قسمت شنیدن یه شوخی بی مزه اون قسمتیه که نگاهت می کنن تا عکس العملت رو ببینن
۷- بعضی از شماره ها تو گوشیم نقش شبکه چهار تو تلویزیون رو دارن!
۸- آقا یه سوالیه که از بچگی تا حالا ذهن منو درگیر خودش کرده
دستمال قدرت داداش کایکو چرا همیشه تو جیب میتیکومان بود؟
چرا تو جیب خودش نبود؟
تازه علامت میتیکومان هم تو جیب تسوکه بود!
خب هر کس وسایل خودش رو نگه می داشت!
۹- من و برادرم سرما نمی خوریم اصلا
مامانم می گه برای اینه که وقتی بچه بودین، از حمام که می اومدین
می ذاشتمتون جلو پنکه خش بشین حالا بدنتون مقاوم شده!
۱۰- آیا می دانید اگر تانک رو تو دنده روشن کنید شلیک میکنه؟
۱۱- بیچاره بچه های ما چون نه میتونن تو کامپیوتر فایل مخفی کنن، نه میتونن یواشکی اس ام اس بدن، نه میتونن سر دوستا و کاراشون ما رو بپیچونن
خلاصه از هر جهت حساب کنید پوستشون کنده س!
۱۲- پسره تو اعلامیه پدرش نوشته:
از وقتی رفتی گرمی از این خونه رفته…
یعنی خیلی ریز به موضوع خاموش کردن کولر اشاره کرده!
۱۳- داشتیم فوتبالیستا رو نگاه میکردیم
لامصب سوباسا تو دلش گفت: ما باید این بازی رو ببریم
بعد میزوگی از بین تماشاگرا بلند شد، گفت: درسته سوباسا!
۱۴- نیسانیه شمارشو پشت ماشینش زده زیرش هم نوشته:
کار داشتی زنگ نزن، بار داشتی زنگ بزن
۱۵- اگه دقت کرده باشین، زندگی همه کسایی که ما فکر می کنیم اُسکل هستن از زندگی خودمون بهتره
۱۶- به امید روزی که آقایون تفاوت بین رنگ های زرشکی و جگری و دونه اناری و لاکی رو یاد بگیرن و به همشون نگن قرمز!
۱۷- من نمی دونم یه سری با بی ام و و پورشه رفته بودن مراسم عزاداری چه حاجتی بگیرن. شما همین الان سوار آرزوهای مایید!
۱۸- مثلث برمودا:
موبایل، فیبس بوک، تخت
تا حالا مشاهده نشده کسی ازش بیرون بیاد
۱۹- بوی خیار از خود خیار خوشمزه تره
۲۰- به همون نسبت که پدرا سعی می کنن کولرو خاموش کنن، مادرا سعی می کنند در اتاق بچه ها رو باز بذارن!
۲۱- الان سیستم طوری شده موقعی که می ریم دستشویی همش باید در استرس باشیم یهویی آب قطع نشه! همین آرامش در توالت مونده بود که اونم ازمون گرفتن!
۲۲- دیشب با دوستم رفتم استخر، آروم آروم داشتم می رفتم سمت رفیقم یهو غریق نجات سوت زد!
گفتم: چی شده؟ من که کاری نکردم
گفت: افکار شومی در سر داشتی!
۲۳- رفتم کولرو خاموش کردم، بابام گفت خوشم میاد یواش یواش داری واسه خودت مردی می شی ایولا!
۲۴- تو فیس بوک فارسی همچین می نویسه: آیا برای رفتن از این صفحه دل استوار هستید؟ آدم یاد شاهنامه فردوسی می افته!
۲۵- دختره لب ساحل ۲۰۰۰ تومن داده ۳۰ ثانیه اسب سوار شده بعد عکس گرفته زیرش نوشته:
من عاشق سوارکاری ام!
۲۶- کاش فرستادن اس ام اس چندین مرحله داشت مثلا:
۱- فرستادن
۲- می خوای بفرستی؟
۳- بفرستم؟
۴- دارم می فرستما
۵- پشیمون نیستی؟
۶- بازم فکر کن!
۷- بفرستم؟
۸- دیگه دارم می فرستما
۹- فرستادم
۱۰ فرستاده شد
اگه این گزینه ها بود حداقل در اکثر موارد به فنا نمی رفتیم!
۲۷- اینقدر که پسر ابرو برداشته زیاده
یکی هم می بینم اینکارو نکرده ناراحت می شم
فکر می کنم یا عزاداره یا گذاشته پر بشه مدلشو عوض کنه!
۲۸- یه بار واسم نامه رسید بعد نامه رو باز کردم
هر چی منتظر شدم مثل تو فیلما نویسنده نامه با صدای خودش نامه رو واسم بخونه، نخوند! لحظه سختی بود. تمام باورهام فرو ریخت.

 



تاريخ : يکشنبه 4 بهمن 1394 | 05:07 | نویسنده : عسل بانو |

قناعت پیشه كردن، از عزت نفس است.
احمق ترین خلق كسی است كه خود را عاقلترین خلق بداند.
آفت وقار و هیبت مرد، شوخی است.
اگر چشم دل بینا نباشد، شنوائی گوش سودی ندهد.
با نیكان بدی مكن، چه آنان را از نیكی باز می داری.
بالاترین بخشش آن است كه پیش از خواری خواستن باشد.
 



تاريخ : يکشنبه 4 بهمن 1394 | 05:06 | نویسنده : عسل بانو |
صفحه قبل 1 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Yek Theme :.